اندیشه پارسی
این وبلاگ سعی دارد ما را به آنچه که واقعا هستیم و باید باشیم بینا کند 
لینک دوستان
با یکی از دوستانم وارد قهوه‌خانه‌‌ای کوچک شدیم و سفارش‌ دادیم...

بسمت میزمان می‌رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه‌خانه شدند... و سفارش دادند:  پنج‌تا قهوه لطفا... دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا... سفارش‌شان را حساب کردند، و دوتا قهوه‌شان را برداشتند و رفتند...

از دوستم پرسیدم: ماجرای این قهوه‌های مبادا چی بود؟

دوستم گفت: اگه کمی صبر کنی بزودی تا چند لحظه دیگه حقیقت رو می‌فهمی...

آدم‌های دیگری وارد کافه شدند... دو تا دختر آمدند، نفری یک قهوه سفارش دادند، پرداخت کردند و رفتند...

سفارش بعدی هفت‌تا قهوه بود از طرف سه تا وکیل... سه تا قهوه برای خودشان و چهارتا قهوه مبادا...


  

همان‌طور که به ماجرای قهوه‌های مبادا فکر می‌کردم و از هوای آفتابی و منظره‌ی زیبای میدان روبروی کافه لذت می‌بردم،

مردی با لباس‌های مندرس وارد کافه شد که بیشتر به گداها شباهت داشت... با مهربانی از قهوه‌چی پرسید: قهوه‌ی مبادا دارید؟

خیلی ساده‌ ست! مردم به جای کسانی که نمی‌توانند پول قهوه و نوشیدنی گرم بدهند، به حساب خودشان قهوه مبادا می‌خرند...

سنت قهوه‌ی مبادا از شهرناپل ایتالیا شروع شد و کم‌کم به همه‌جای جهان سرایت کرد...

بعضی‌ جاها هست که شما نه تنها می‌توانید نوشیدنی گرم به جای کسی بخرید،

بلکه می‌توانید پرداخت پول یک ساندویچ یا یک وعده غذای کامل را نیز تقبل کنید...

[ یکشنبه سی ام شهریور 1393 ] [ 15:13 ] [ سعید ]

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.

 خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند ...

 ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد با اینکه وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند ولی با این وضع از سرما یخ زده می مردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند: یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا نسلشان از روی زمین محو گردد...

 

 

 دریافتند که باز گردند و گردهم آیند.

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 15:11 ] [ سعید ]
ایاز، غلام شاه محمود غزنوی (پادشاه ایران) در آغاز چوپان بود. وقتی در دربار سلطان محمود به مقام و منصب دولتی رسید، چارق و پوستین دوران فقر و غلامی خود را به دیوار اتاقش آویزان کرده بود و هر روز صبح اول به آن اتاق می‌رفت و به آنها نگاه می‌کرد و از بدبختی و فقر خود یاد می‌‌آورد و سپس به دربار می‌رفت. او قفل سنگینی بر در اتاق می‌بست. درباریان حسود که به او بدبین بودند خیال کردند که ایاز در این اتاق گنج و پول پنهان کرده و به هیچ کس نشان نمی‌دهد. به شاه خبر دادند که ایاز طلاهای دربار را در اتاقی برای خودش جمع و پنهان می‌کند. سلطان می‌دانست که ایاز مرد وفادار و درستکاری استاما گفت: وقتی ایاز در اتاقش نباشد بروید و همه طلاها و پولها را برای خود بردارید.

نیمه شب، سی نفر با مشعل‌های روشن در دست به اتاق ایاز رفتند. با شتاب و حرص قفل را شکستند و وارد اتاق شدند. اما هرچه گشتند چیزی نیافتند. فقط یک جفت چارق کهنه و یک دست لباس پاره آنجا از دیوار آویزان بود. آنها خیلی ترسیدند، چون پیش سلطان دروغزده می‌شدند.

  


وقتی پیش شاه آمدند شاه گفت: چرا دست خالی آمدید؟ گنجها کجاست؟ آنها سرهای خود را پایین انداختند و معذرت خواهی کردند.سلطان گفت: من ایاز را خوب می‌شناسم او مرد راست و درستی است. آن چارق و پوستین کهنه را هر روز نگاه می‌کند تا به مقام خود مغرور نشود. و گذشته اش را همیشه به یاد بیاورد.

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 14:28 ] [ سعید ]
 مهرداد دوم اشکانی با سپاهش از کنار باغ سبزی می گذشت سایه درختان باغ مکان خوبی بود برای استراحت .

فرمانروا دستور داد در کنار دیوار بزرگ باغ لشکریان کمی استراحت کنند . باغبان نزدیک پادشاه ایران زمین آمده و از او و سربازان دعوت کرد که به باغ وارد شوند . مهرداد گفت ما باید خیلی زود اینجا را ترک کنیم و همین جا مناسب است . باغبان گفت دیشب خواب می دیدم خورشید ایران در پشت دیوار باغم است و امروز پادشاه کشورم را اینجا می بینم . مهرداد گفت اشتباه نکن آنخورشید من نیستم آن خورشید سربازان ایران هستند که در کنار دیوار باغت نشسته اند . 
از این همه فروتنی و بزرگی پادشاه ایران زمین اشک در چشمان باغبان گرد آمد .
مهرداد دوم ( اشک نهم ) بسیار فروتن بود و همواره در کنار سربازان خویش و بدور از تجملات بود . اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : فرمانروای شایسته ارزش سربازان را کمتر از خود نمی داند .

اشک نهم به ما آموخت ارتش ایران یگانه و یکتاست.

 

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 14:24 ] [ سعید ]
درویشی در کوهساری دور از مردم زندگی می‌کرد و در آن خلوت به ذکر خدا و نیایش مشغول بود. در آن کوهستان، درختان سیب و گلابی و انار بسیار بود و درویش فقط میوه می‌خورد. روزی با خدا عهد کرد که هرگز از درخت میوه نچیند و فقط از میوه‌هایی بخورد که باد از درخت بر زمین می‌ریزد. درویش مدتی به پیمان خود وفادار بود، تا اینکه امر الهی، امتحان سختی برای او پیش ‌آورد. تا پنج روز، هیچ میوه‌ای از درخت نیفتاد. درویش بسیار گرسنه و ناتوان شد، و بالاخره گرسنگی بر او غالب شد. عهد و پیمان خود را شکست و از درخت گلابی چید و خورد. خداوند به سزای این پیمان شکنی او را به بلای سختی گرفتار کرد.

قصه از این قرار بود که روزی حدود بیست نفر دزد به کوهستان نزدیک درویش آمده بودند و اموال دزدی را میان خود تقسیم می‌کردند. یکی از جاسوسان حکومت آنها را دید و به داروغه خبر داد. ناگهان ماموران دولتی رسیدند و دزدان را دستگیر کردند و درویش را هم جزو دزدان پنداشتند و او را دستگیر کردند. بلافاصله، دادگاه تشکیل شد و طبق حکم دادگاه یک دست و یک پای دزدان را قطع کردند. وقتی نوبت به درویش رسید ابتدا دست او را قطع کردند و همینکه خواستند پایش را ببرند، یکی از ماموران بلند مرتبه از راه رسید و درویش را شناخت و بر سر مامور اجرای حکم فریاد زد و گفت: ای سگ صفت! این مرد از درویشان حق است چرا دستش را بریدی؟

  

 

 

خبر به داروغه رسید، پا برهنه پیش شیخ آمد و گریه کرد و از او پوزش و معذرت بسیار خواست.اما درویش با خوشرویی و مهربانی گفت : این سزای پیمان شکنی من بود من حرمت ایمان به خدا را شکستم و خدا مرا مجازات کرد.
از آن پس در میان مردم با لقب درویش دست بریده معروف بود. او همچنان در خلوت و تنهایی و به دور از غوغای خلق در کلبه‌ای بیرون شهر به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول بود. روزی یکی از آشنایان سر زده، نزد او آمد و دید که درویش با دو دست زنبیل می‌بافد. درویش ناراحت شد و به دوست خود گفت چرا بی خبر پیش من آمدی؟ مرد گفت: از شدت مهر و اشتیاق تاب دوری شما را نداشتم. شیخ تبسم کرد و گفتترا به خدا سوگند می‌‌دهم تا زمان مرگ من، این راز را با هیچکس نگویی.

اما رفته رفته راز کرامت درویش فاش شد و همه مردم از این راز با خبر شدند. روزی درویش در خلوت با خدا گفت: خدایا چرا راز کرامت مرا بر خلق فاش کردی؟ خداوند فرمود: زیرا مردم نسبت به تو گمان بد داشتند و می‌گفتند او ریاکار و دزد بود و خدا او را رسوا کرد. راز کرامت تو را بر آنان فاش کردم تا بدگمانی آنها بر طرف شود و به مقام والای تو پی ببرند.

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 14:9 ] [ سعید ]
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت:

مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش...

بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد

و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت:

چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی،

می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.

ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد...

مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت:

"دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"

دخترک پاسخ داد:

"عمو! نمی‌خوام خودم شکلات‌ها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ "

بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟

و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

داشتم فکر می‌کردم حواسمون به‌ اندازه یه بچه کوچولو هم جمع نیس که بدونیم و مطمئن

باشیم که مشت خدا از مشت ما بزرگتره!



﴿ بَقِیَّتُ اللَّـهِ خَیْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ ...﴾

آنچه خدا بر شما باقی گذارد برای شما بهتر است اگر واقعا ایمان دارید...

(آیه 86 سوره ی هود)

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 0:12 ] [ سعید ]
آدمها وقتی عاشق یک زمینی مثل خودشان میشوند هر نازیباییش را زیبا می بینند

هر چه او بخواهد فراهم میکنند

در رفتارش اگر بدی باشد زود می بخشند

برایش خطر میکنند تا خاطرش مکدر نشود

برایش همه کار میکنند حتی حاضرند جانشان را هم در راه او بدهند

اما

اما تو خدای من

و خدای همه ی ما آدمهایی که از زور بزرگیت خودمان را به نابینایی میزنیم

تو که زیبایی محضی و دوستدار زیبایی

تو که بدور از هر خطایی که هیچ ،خطاهای یکباره وچندباره و صد باره را می بخشی و می پوشانی

تویی که قابل قیاس نیستی در خوبیهای بینهایتت ودر تمام خوبیهایی که آدمیزاد می فهمدشان وچه بسیار که ما به سبب محدودیت هرگز پی نخواهیم برد

تو خدای من

به من بگو پس چرا ما عاشقت نشدیم؟

کجا ما برایت خطر کردیم؟

چرا موقع خواندنت موقع فراخوانده شدنمان قلبمان تند تند نمیزند ؟

چرا با اینهمه خوبی بازهم از تو طلب کاریم؟

هر بار که خسته از دنیا وآدمهایش آمدیم بسویت با لبخند خدای ات استقبالمان آمدی وخیلی بارها قلم عفو بردی روی اعمالی که دلت را شکست

همواره دوستمان داشته ای از پس تمام آلودگیها

تمام دنیا را به پایمان ریختی و هر لحظه آماده شنیدنمان بودی

با همه ی همه ی اینها 

با من بگو پس چرا ما عاشقت نشدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 0:11 ] [ سعید ]
 

 

محمود سریع‌القلم استاد دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی که اعتلای ایران و ایرانیان از راه کمک به توسعه عقلانیت، یکی از دغدغه‌های سالیان وی بوده و هست، در مطلبی 30 ویژگی از انسان عقلانی را نوشته است.
 
این ویژگی‌ها به شرح زیر است:
 
یک انسان عقلانی باید ...
 
۱. در روز حداقل یک بار بگوید «من نمی‌دانم‌»
۲. کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتا به همت، فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند.
۳. در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهار‌نظر نکند.
۴. دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفه‌اش باشد.
۵. به استقبال کسی برود که با او تفاوت یا حتی تضاد فکری دارد.
۶. بدون اجازه قبلی از کسی، سخن او را به شخص دیگری بازگو نکند.
۷. زباله را به خیابان و از اتومبیل به بیرون پرت نکند.
۸. با رعایت حروف اضافه و با ‌نهایت دقت، «نقل قول» کند.
۹. دائما در حال تغییر و بهتر شدن باشد، به طوری که اطرافیان تغییر را حس کنند.
۱۰. از اینکه دیگران را به خود و افکار خود دعوت کند، چه مستقیم چه غیرمستقیم‌ پرهیز کند.
۱۱. برای محیط جنگل که به مه، نم‌نم باران و رنگ‌های زنده طبیعت آمیخته شده، وقت بگذارد.
۱۲. این ظرفیت را در خود ایجاد کند که واکنش به دیگران را حتی تا پنج سال به تأخیر اندازد.
۱۳. حدود ۱۰ درصد از وقت، انرژی و تخصص خود را ‌رایگان‌ صرف جامعه کند.
۱۴. در حرفه‌ای که تخصص ندارد، مسئولیت نپذیرد.
۱۵. خوشبختی را با راحتی و مصرف‌گرایی مساوی نداند.
۱۶. هر دو سال یک بار، با ارزیابی کار‌ها و رفتارهای خود‌ به اشتباهات گذشته پی برده و خود را اصلاح کند.
۱۷. با عبارت «من اشتباه کردم» به صلح دائمی برسد.
۱۸. حریم شهروندان را رعایت کند: در نظم صفوف، خود‌پرداز بانک، پارک کردن، نزاکت عمومی، عابر پیاده، صحبت آرام.
۱۹. آنقدر برای قوای فکری و روحی خود وقت گذاشته باشد تا نیاز به تایید و تمجید دیگران در خود را در یک دوره پنج ساله به صفر برساند.
2۰. از رفتن به تئا‌تر به عنوان منبعی برای رشد و شکوفایی خود استفاده کند چون تئا‌تر قدرتمند‌ترین نمایش توانایی‌های انسان‌هاست.
۲۱. در هر نوع تصمیم‌گیری از خرید دمپایی تا مسائل جدی حرفه‌ای، راه‌های مختلف را مکتوب کند، مطالعه کند، مشورت کند و با دقت ۹۰ درصدی به نتیجه برسد.
۲۲. با عمل خود به دیگران نشان دهد که تفاوت میان "هشت"و "هشت و یک دقیقه" را می‌داند.
۲۳. در روز حداقل از پنج نفر قدردانی کند: به خاطر نزاکت، اخلاق، دانش و خلاقیت آنها.
۲۴. قبل از قضاوت کردن در مورد فردی، حداقل 10 ساعت با او تعامل فکری رودررو برقرار کند تا با جهان او آشنا شود.
۲۵. «ناراحت شدن» از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و برتری‌های دیگران را در خود به تعطیلی بکشاند.
۲۶. اجازه دهد افراد، سخن خود را تمام کنند.
۲۷. به موسیقی به عنوان یک منبع تمرکز، آرامش و خوداکتشافی نگاه کند.
۲۸. حداقل ۲۰ درصد وقت خود را صرف توسعه فردی، فکری، اخلاقی و مدنی کند.
۲۹. در صحبت کردن، یک‌سوم سؤال کند و دوسوم قضاوت. بعد از پنج سال، پنج‌ششم سوال و یک‌ششم قضاوت.
۳۰. حداقل یک ساعت در روز‌ مطالعه کند.
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:43 ] [ سعید ]
 
 

 

روزى شيخى نزد عارف اعظم آمد و گفت من چند ماهى است در محله ى خانه گرفته ام

روبروى خانه ى من يک دختر و مادرش زندگى مى کنند هرروز و گاه نيز شب مردان متفاوتى

انجا رفت و امد دارند مرا تحمل اين اوضاع ديگر نيست عارف گفت شايد اقوام باشند گفت نه

من هرروز از پنجره نگاه ميکنم گاه بيش از ده نفر متفاوت ميايند بعدازساعتى ميروند.عارف

گفت کيسه اى بردار براى هرنفريک سنگ درکيسه اندازچند ماه ديگر با کيسه نزد من آيى

تا ميزان گناه ايشان بسنجم . .شيخ با خوشحالى رفت و چنين کرد.بعد از چندماه نزد عارف

آمد وگفت من نمى توانم کيسه را حمل کنم از بس سنگين است شما براى شمارش

بيايىد عارف فرمود يک کيسه سنگ را تا کوچه ى من نتوانى چگونه ميخواى با بار سنگين

گناه نزد خداوند بروى ؟؟؟ حال برو به تعداد سنگها حلاليت بطلب و استغفارکن ..چون آن دو

زن همسر و دختر عارفى بزرگ هستند که بعدازمرگ وصيت کرد شاگردان و دوستارانش در

کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند .اى شيخ انچه ديدى واقعيت داشت اما حقيقت نداشت

.همانند توکه درواقعيت شيخى اما درحقيقت شيطان ...

بیایید ديگران را قضاوت نسنجيده نكنيم

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:41 ] [ سعید ]
نمره نهایی حسابداری صنعتی2-صحنه

 

ردیف شماره دانشجویی نمره نهایی
1 901020891 غایب
2 911071185 11.25
3 91107100291 10.5
4 911875119 13.75
5 9010200021 0.65
6 911030952 15
7 89102100029 14.5
8 90103100104 غایب
9 91103100187 غایب
10 91107100250 15
11 89103100061 غایب
12 911076759 12.25
13 89103100060 0.43
14 911078941 16.25
15 91107100263 14
16 90107100174 4.39
17 911077191 14.25
18 91107100278 14
19 920694494 غایب
20 91107100253 18.25
21 90107100214 3.02
22 91107100274 13.75
23 91107100290 13.25
24 911076175 غایب
25 91107100254 12.25
26 89103100058 غایب
27 911072937 13.75
28 89107100130 11.75
29 90107100188 10
30 90943572648 0
31 901021892 14
32 911074759 11
33 91107100275 12.5
34 91103100185 12
35 90107100225 1.32
36 90107100222 0
37 911077084 15.5
38 911036572 14.5
39 911239564 12.5

 

نمره نهایی حسابداری صنعتی 3

ردیف شماره دانشجویی نمره نهایی
1 910712698  
2 880389152
3 880389169 11.75
4 890379303  
5 880389180 10.5
6 890379286 0.32
7 901202318 10
8 910712308  
9 900941280 2.91
10 910712669  
11 891108179  
12 910712840 11.75
13 900344452  
14 911003829 11.25
15 910712114 20
16 910713095 غایب
17 890379343 0.5
18 910770713  
19 910711983  
20 880495883 1.58
21 890379349  
22 900941610 11.75
23 9111441001m  
24 91155572m 10
25 922067246  
26 901224084  
27 890379365 3.91
28 922034682 غایب
29 900516199  
30 900942655 1.14
31 910130579 11.5
32 901199674  
33 910763415 10.75
34 900341084  
35 920518391 غایب
36 890379386 3.92
37 910712309  
38 901237638  
39 900342916  
40 910979258  
41 890379399 3.09
42 900339926 10.5
43 880389259 2.8
44 910977263 20
45 910989758  
46 910706608  
47 910713004  
48 890379432 10.5
49 910711993  
50 910712280 11.25
51 922050527 3.31
52 910712107  
53 900338179  
54 900626476  
55 910728917 11
56 910712318  
57 870419983 3.35
58 900941666 11
59 901219016 غایب
60 880389307  
61 890379471  
62 890379488  
63 900541399 3.4
64 880076054 غایب
65 910979259  
66 901163946 غایب
67 901198466 3.26
68 910712437 4.06
69 910999050  
70 910712250 1.91
71 880389354 0.48
72 910711606  
73 900941882  
74 910712820  
75 900941326 2.67
76 83446371 4.22
77 891104847  
78 900541298  
79 900941532 4.3
80 910712096 3.32
81 910713384 12
82 910713141 11.5
83 910712205  
84 910712464  
85 901196521  
86 910712108  
87 910712185  
88 900541478  
89 891022633 غایب
90 900342075  

نمره نهایی حسابرسی1

ردیف شماره دانشجویی نمره نهایی
1 910462109 13.28
2 900631911 10.75
3 910335631 10.5
4 890838417 11
5 88142100054 3.85
6 89077752m 18
7 890765991 14.75
8 910167837 غایب
9 900339930 15
10 880390794 غایب
11 880389232 12.5
12 900342257 18
13 900626835 3.06
14 900341900 2.55
15 890766467 3.98
16 9107777521 غایب
17 910104287 15.25
18 910032225 15.5
19 900059949 غایب
20 8812910005 3
21 921967306 3.65
22 910094292 20
23 910334656 10
24 910263182 غایب
25 910349844 11.5
26 910291325 15.25
27 910277993 20
28 910049712 20
29 910136372 16.75

نمره نهایی زبان تخصصی 1

 

ردیف شماره دانشجویی نمره نهایی
1 910520360 2.88
2 900060151 2.25
3 911895495 1.69
4 911814479 1.44
5 890450645 غایب
6 900343567 غایب
7 911896383 غایب
8 910265379 غایب
9 900345469 14
10 900060772 12.75
11 900344480 10
12 910301479 20
13 922066922 19.5
14 900340728 غایب
15 910136372 18.25
16 910504322 17.75
17 880389286 12.25
18 890765991 10.25
19 900345832 غایب
20 900343604 غایب
21 880389350 14.75
22 870419916 15.5
23 910277993 20
24 90099976m 17
25 890766467 12.75
26 910038197 20
27 910049712 18
28 910094292 20
29 910291325 18
30 9207068320 17

نمره نهایی مدیریت مالی 1

ردیف شماره دانشجویی نمره نهایی
1 890379286 10.5
2 890379277 غایب
3 890766309 11
4 910532466 3.14
5 890379290 15.75
6 900345925 18
7 910520360 11
8 900342252 16.75
9 900344452 17
10 890379335 16.25
11 890838417 13.5
12 880389205 غایب
13 880389208 14.25
14 890379345 13
15 900347192 13.5
16 910491024 10.5
17 910953962 غایب
18 900060151 2.35
19 880389232 غایب
20 910130579 14
21 900060731 غایب
22 890379379 1.54
23 910447263 غایب
24 890379385 15
25 890379397 غایب
26 880389259 غایب
27 890379417 10
28 890379420 غایب
29 880389262 12.25
30 900060323 11
31 900059949 غایب
32 8812910005 1.61
33 900167346 15
34 890379432 11.5
35 900114303 2
36 910475973 15.25
37 880389300 غایب
38 900340979 غایب
39 890766000 10.5
40 900541399 12.75
41 900061219 غایب
42 890379491 11
43 900339537 11.75
44 850655289 غایب
45 9136410033 10
46 900345674 14.5
47 920706832 14
48 900060827 10
49 900338735 15.25
50 900341164 15
51 900060790 13.5

نمره نهایی صنعتی 1 مدیریت بازرگانی

 

ردیف شماره دانشجویی نمره نهایی
1 870419659 غایب
2 880389612 غایب
3 890379588 غایب
4 880389585 15.25
5 870420188 غایب
6 910106145 16
7 890379784 غایب
8 890379614 12.75
9 890379624 13.5
10 860382849 غایب
11 890379855 0.72
12 900516034 غایب
13 910361418 20
14 870419728 10
15 911714688 18.25
16 860382809 0.72
17 900186844 غایب
18 911134886 20
19 890379684 غایب
20 890379692 12.5
21 880389133 غایب
22 880389817 غایب
23 880389814 19.75
24 911157471 20
25 880389820 10
26 880389821 13.75

نمره نهایی حسابداری مالیاتی

ردیف شماره دانشجویی نمره نهایی
1 890379277 10.75
2 880389154 14.25
3 900345925 13.75
4 850401725 18.5
5 870419826 10
6 890379303 20
7 880389205 3.69
8 901239567 2.65
9 922067246 18.25
10 900516199 20
11 880389234 3.44
12 900341084 20
13 900340167 14.5
14 900339926 14.25
15 910523234 غایب
16 890766467 3.95
17 890379417 3.37
18 922067820 10
19 910512723 1.96
20 900167346 12.25
21 900338179 14.25
22 890379488 غایب
23 900541399 11.75
24 890379495 15.75
25 900345885 18.5
26 900343072 11.5
27 880389350 15.25
28 900345674 11.75
29 910439082 2.52
30 900941882 20
31 86213008 13
32 900341164 14.5
33 88755522m غایب
34 900541298 18.75
35 890379532 20
36 880389381 11
37 910277993 20
38 911863209 0
39 910136372 18.25
40 900541478 15.75
41 900342075 15.5
[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 9:36 ] [ سعید ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ ويژه سعيد واصلي
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت